قیدارلغتنامه دهخداقیدار. [ ق َ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ). وی عاقر ناقه ٔ صالح بود. (یادداشت بخط مؤلف ).
قیدارواژهنامه آزادنام شهری که مرکز شهرستان خدابنده در استان زنجان با فاصله نود کیلومتری از مرکز استان و سیصد کیلو متری از تهران و یکصد و هفتاد کیلومتری همدان با حدود پنجاه هزار ن
مهدیلولغتنامه دهخدامهدیلو.[ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش قیدار شهرستان زنجان . دارای 99 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).
کتله خورواژهنامه آزادمکتله خور نام غاری است نزدیک شهرستان قیدار (خدابنده) که کتله یعنی قله و خور به معنی خورشید .قله خورشید تپه خورشید
شاه بگندیلغتنامه دهخداشاه بگندی .[ ب َ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان . دارای 372 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران
بزینه رودلغتنامه دهخدابزینه رود.[ ب ُ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای پنجگانه ٔ بخش قیدار شهرستان زنجان و همچنین نام رودخانه ایست که از این دهستان سرچشمه گرفته به قزل اوزن منتهی می
یاستی بلاغلغتنامه دهخدایاستی بلاغ .[ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش قیدار شهرستان زنجان 119 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).