قیاس مع الفارقواژهنامه آزاد(قیاسِ مَعَ الفارِق):دو چیز نامربوط را با هم مقایسه کردن، استفاده از یک دلیل یا مثال برای اثبات چیزی که با آن دلیل یا مثال مناسبتی ندارد قیاس مع الفارق یا مقایس
قیاس معالفارقلغتنامه دهخداقیاس معالفارق . [ س ِ م َ عَل ْ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قیاس چیزی بر چیزی دیگر بدون علت و مناسبت و اشتراک . دو چیز را با یکدیگر سنجیدن و مقایسه کردن بدون م
قیاسلغتنامه دهخداقیاس . [ ق َی ْ یا ] (ع ص ) اسب تازنده . (منتهی الارب ). الذی یرسل الخیل . (اقرب الموارد).
قیاسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. برسی چیزی با روی چیز دیگر از روی مشابهت؛ سنجش؛ مقایسه.۲. اندازهگیری.۳. گمان.۴. (اسم) اندازه. قیاس معالفارق: قیاس کردن چیزی با چیز دیگر بیآنکه مناسبت و اشت
قیاسلغتنامه دهخداقیاس . (اِخ ) دهی است از دهستان کچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو، سکنه ٔ آن 209 تن . آب آن از چشمه و مسیل . محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنا
مع الفارقواژهنامه آزادقیاس مع الفارق:تشبیه چیزی به دیگری، بدون اینکه شباهت و اشتراکی میان آن ها باشد. دو امر بی ربط را با هم یکی دانستن و برای هر دو حکم مشابهی صادر کردن.
فارقلغتنامه دهخدافارق . [ رِ ] (ع ص )نعت فاعلی از فَرق و فرقان . آنکه میان حق و باطل فرق گذارد. (از اقرب الموارد). جداکننده . ممیز. تأنیث آن فارقة. ج ، فارقات ، فوارق . || ماده
دائره ٔ معدل النهارلغتنامه دهخدادائره ٔ معدل النهار. [ ءِ رَ / رِ ی ِ م ُ ع َدْ دِ لُن ْ ن َ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) هی عندهم منطقةالفلک الاعظم و تسمی ایضاً بفلک معدل النهار. والاضافة الاولی
اشتقاقلغتنامه دهخدااشتقاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) گرفتن کلمه ای از کلمه ای . (غیاث ) (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). ستدن کلامی از کلامی . (تفلیسی ). سخنی از سخنی شکافتن . (زوزنی ).
ذیوفیلسلغتنامه دهخداذیوفیلس . (اِخ ) ابن ابی اصیبعة در عیون الانباء ج 1 ص 22 و 23 در ترجمه ٔ برمانیدس گوید: و لما ظهر برمانیدس قال ان التجربة و حدها کانت او مع القیاس ، خطر. فاسقطه