جمر قلنارلغتنامه دهخداجمر قلنار. [ ] (اِخ ) از مزارع میان ولایت مشهد مقدس است ، در پنج فرسنگی شهر واقع، قدیم النسق و موقوفه ٔ حضرت رضا است . دوازده خانوار سکنه دارد. آبش از قنات و نز
جمر قلنارلغتنامه دهخداجمر قلنار. [ ] (اِخ ) از مزارع میان ولایت مشهد مقدس است ، در پنج فرسنگی شهر واقع، قدیم النسق و موقوفه ٔ حضرت رضا است . دوازده خانوار سکنه دارد. آبش از قنات و نز
بستیلغتنامه دهخدابستی . [ ب ُ ] (اِخ ) ابوالفتح علی بن محمد بستی که شاعر و کاتبی بی نظیر و در صنعت تجنیس او را یدی طولا بوده و ابوعمران موسی بن محمدبن عمران طولقی در مدح ابوالفت
تنورلغتنامه دهخداتنور. [ ت َن ْ نو ] (معرب ، اِ) معروف است . ج ، تنانیر. (منتهی الارب ). کانونی که در آن نان پزند. (از اقرب الموارد). مأخوذ از پارسی ، جای نان پختن . ج ، تنانیر
استفتاءلغتنامه دهخدااستفتاء. [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) طلب فتوی کردن . فتوی خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). فتوی پرسیدن . جواب فتوی خواستن . (منتهی الارب ): در این باب از اعیان
حطةلغتنامه دهخداحطة. [ ح ِطْ طَ ] (ع اِ) درخواست کمی چیزی . (منتهی الارب ). کلمه ای که بگفتن آن گناه از گوینده بردارند. کلمه ای که بگفتن آن گناه از بنده فرونهند. (مهذب الاسماء)