قُضِيَفرهنگ واژگان قرآنکار(نابوديشان )تمام شد - تکليفشان يکسره شد(کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اي
قَضَىفرهنگ واژگان قرآنحکم کرد - به پايان رسانيد (کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با مردن
قَضَىٰ عَلَيْهِفرهنگ واژگان قرآناو را کشت(کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با کشتنش کارش را تمام کر
قَضَىٰ عَلَيْهَافرهنگ واژگان قرآنکارش تمام شد - مُرد(کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با مردنش از کا
قَضَيْنَا عَلَيْهِفرهنگ واژگان قرآنبراو مقرّر کرديم (عبارت "قَضَيْنَا عَلَيْهِ ﭐلْمَوْتَ "يعني مرگ را براو مقرر کرديم يا جانش را گرفتيم)
قُضِيَتِفرهنگ واژگان قرآنتمام شد- به پايان رسيد(در عبارت"قُضِيَتِ ﭐلصَّلَوٰةُ "حرف "ت" به دليل رسيدن به تشديد حرکت گرفته است)
قَضَىفرهنگ واژگان قرآنحکم کرد - به پايان رسانيد (کلمه قضاء به معناي حکم است ، و اگر با حرف علي متعدي شود مثل عبارت"فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ " کنايه از اين است که با مردن
قَضَيْنَا عَلَيْهِفرهنگ واژگان قرآنبراو مقرّر کرديم (عبارت "قَضَيْنَا عَلَيْهِ ﭐلْمَوْتَ "يعني مرگ را براو مقرر کرديم يا جانش را گرفتيم)
قُضِيَتِفرهنگ واژگان قرآنتمام شد- به پايان رسيد(در عبارت"قُضِيَتِ ﭐلصَّلَوٰةُ "حرف "ت" به دليل رسيدن به تشديد حرکت گرفته است)
قضئةلغتنامه دهخداقضئة. [ ق َ ض ِ ءَ ] (ع ص ) مؤنث قَضِی ٔ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). بوی گرفته از نمی . (منتهی الارب ). گویند: قربة قضئة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رج