خانان قرملغتنامه دهخداخانان قرم . [ ن ِ ق ِ رِ ] (اِخ ) این طایفه بنام خانان کریمه و خانات غازان نیز مشهورند. و از حدود 823 تا 1197 هَ . ق . (مطابق حدود 1420 تا 1783 م .) حکومت میکرد
دریای قرملغتنامه دهخدادریای قرم . [ دَرْ ی ِ ق ِ رِ ] (اِخ ) بحرالقرم . دریای کریمه .دریای سیاه . رجوع به دریای سیاه در ردیف خود شود.
قرملغتنامه دهخداقرم . [ ق َ ] (ع مص ) پوست باز کردن . (منتهی الارب ). پوست کندن . (از اقرب الموارد). || دشنام دادن . || خوردن . || پوست پاره از بینی شتر بریدن بی جدا کردن و گرد
خانان قرملغتنامه دهخداخانان قرم . [ ن ِ ق ِ رِ ] (اِخ ) این طایفه بنام خانان کریمه و خانات غازان نیز مشهورند. و از حدود 823 تا 1197 هَ . ق . (مطابق حدود 1420 تا 1783 م .) حکومت میکرد
دریای قرملغتنامه دهخدادریای قرم . [ دَرْ ی ِ ق ِ رِ ] (اِخ ) بحرالقرم . دریای کریمه .دریای سیاه . رجوع به دریای سیاه در ردیف خود شود.
قرملغتنامه دهخداقرم . [ ق َ ] (ع مص ) پوست باز کردن . (منتهی الارب ). پوست کندن . (از اقرب الموارد). || دشنام دادن . || خوردن . || پوست پاره از بینی شتر بریدن بی جدا کردن و گرد
قرملغتنامه دهخداقرم . [ ق َ رَ ] (ع اِمص ) شدّة شهوة اللحم . (نشوءاللغة). و در نزد ما، قَرَم دلالت بر عیب دارد، چون عَرَج و حَوَل . (از نشوءاللغة).