14026 مدخل
دارای باد فتق
برآمدگی ، چین وچروک ، فتق
تورفتگی،باد فتق
قهر.
غُر.
در گویش گنابادی یعنی غوز کمر ، برامدگی ، برجستگی ، گوژپشت
صدای کشیده شدن و غلتیدن، قرقر کردن
ادا، اطوار، افسون، خرامش، دلبری، دلربایی، غمزه، لنجه
RV
R.V.
قُر
قر کم حرکت
قِر دادن
قر. [ ق ِ ] (اِخ ) در کتب رجال شیعه رمز است اصحاب باقر علیه السلام را.
قر آمدن . [ ق ِم َ دَ ] (مص مرکب ) کون و کچول کردن . کون چرخاندن .