قومةلغتنامه دهخداقومة. [ ق َ وَ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قائم شود.
قومةلغتنامه دهخداقومة.[ ق َ م َ ] (ع مص ) بهمه ٔ معانی رجوع به قیام (مص ) شود. || یک بار برخاستن . (از اقرب الموارد) || مابین الرکعتین قومة؛ یعنی دروا شدن میان رکوع و سجود. (منت
قومةلغتنامه دهخداقومة. [ ق َ وَ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قائم شود.
قومةلغتنامه دهخداقومة.[ ق َ م َ ] (ع مص ) بهمه ٔ معانی رجوع به قیام (مص ) شود. || یک بار برخاستن . (از اقرب الموارد) || مابین الرکعتین قومة؛ یعنی دروا شدن میان رکوع و سجود. (منت
قیملغتنامه دهخداقیم . [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ قَومة. (منتهی الارب ). رجوع به قومة شود. || ج ِ قیمة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). قیمت ها و ارزش ها. رجوع به قیمة شود. ||