قَوْسَيْنِفرهنگ واژگان قرآندو کمان - دو ذراع (ذراع:دست آدمي از نوک انگشتان تا آرنج است که در قديم آن را مقياس طول ميگرفتند.هر ذرع پنجاه تا هفتاد سانتيمتر است )
قوسانلغتنامه دهخداقوسان . [ ق َ ] (اِخ )دهی است نزدیک واسط. (منتهی الارب ). برخی از شاعران عرب در شعر خود از آن یاد کنند. (از معجم البلدان ). قوسان یا قوران ، شهری وسط است [ از ش
قوسانلغتنامه دهخداقوسان . [ ق ُوْ ] (اِخ ) ناحیه ای است از اعمال واسط. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
قوسنیالغتنامه دهخداقوسنیا. [ س َ نی یا ] (اِخ ) شهرستانی است میان مصر و اسکندریه . (منتهی الارب ). جزیره ٔ قوسنیا شهری است میان قاهره و اسکندریه . (از معجم البلدان ).
قوسینلغتنامه دهخداقوسین . [ق َ س َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ قوس در حالت نصبی و جری . (منتهی الارب ) : ثم دنا فتدلی . فکان قاب قوسین اءَو اءَدنی ؛ یعنی دو کمان عربی یا بقدر دو گز. (منتهی
قوسانلغتنامه دهخداقوسان . [ ق َ ] (اِخ )دهی است نزدیک واسط. (منتهی الارب ). برخی از شاعران عرب در شعر خود از آن یاد کنند. (از معجم البلدان ). قوسان یا قوران ، شهری وسط است [ از ش
قوسانلغتنامه دهخداقوسان . [ ق ُوْ ] (اِخ ) ناحیه ای است از اعمال واسط. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
قوسنیالغتنامه دهخداقوسنیا. [ س َ نی یا ] (اِخ ) شهرستانی است میان مصر و اسکندریه . (منتهی الارب ). جزیره ٔ قوسنیا شهری است میان قاهره و اسکندریه . (از معجم البلدان ).