قَوَّامِينَفرهنگ واژگان قرآنبسیار قیام کنندگان - بسیاربر پا دارندگان(کلمه قيام بر وزن فيعال می باشدو قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون
قَوَّامُونَفرهنگ واژگان قرآناداره کنندگان امر معاش - فراهم آورندگان وسایل معیشت و زندگی (از ماده قيام است )
قوامونلغتنامه دهخداقوامون . [ ق َوْوا ] (ع ص ، اِ) ج ِ قوام . (اقرب الموارد) : الرجال قوامون علی النساء بما فضل اﷲ بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات لل
قوامونلغتنامه دهخداقوامون . [ ق َوْوا ] (ع ص ، اِ) ج ِ قوام . (اقرب الموارد) : الرجال قوامون علی النساء بما فضل اﷲ بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظات لل
إجراءاتُ الْمُرُورِدیکشنری عربی به فارسیمقررات راهنمايي و رانندگي , قوانين راهنمايي و رانندگي , ضوابط راهنمايي و رانندگي , آيين نامه راهنمايي و رانندگي
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت زیدبن ابی زهیر انصاری . مقاتل در تفسیر آیه ٔ «الرجال قوامون علی النساء» گوید: زید لطمه ای به صورت دختر خود حبیبه بزد و او را به نز
إِجراءاتدیکشنری عربی به فارسیتدابير , تصميمات , آيين نامه , اقدامات , مقررات , ضوابط , احکام (قوانين)
تصنيفدیکشنری عربی به فارسیرسته بندي , عمل دسته بندي , طبقه بندي , رده بندي , جمع وتدوين قوانين , وضع قوانين , قانون نويسي