قَدَّموا اِسْتِقالاتِهِمْ بالإجماعِدیکشنری عربی به فارسیدسته جمعي استعفا دادند , همه با هم استعفانامه خود را تحويل دادند (استعفا کردند)
همه با هم استعفانامه خود را تحویل دادند (استعفا کردند)دیکشنری فارسی به عربیقَدَّموا اِسْتِقالاتِهِمْ بالإجماعِ
ذوالمروةلغتنامه دهخداذوالمروة. [ ذُل ْ م َ وَ ] (اِخ ) قریه ای است بوادی القری . || موضعی است به ارض جهینة بدانسوی سیف البحر میان مکة و مدینة. خرج الیه ابوبصیر الثقفی فی نفر کانوا ق
توافدلغتنامه دهخداتوافد. [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) بهم بجای شدن . (زوزنی ) (از اقرب الموارد) : توافدوا علیه ؛ بمعنی قدموا و وردوا. (از اقرب الموارد).
حاشالغتنامه دهخداحاشا. (ع ق ) حاش َ. حشی . کلمه ای است که افاده ٔ تنزیه و برأت کند، و آن را در مقام انکار نیز استعمال کنند. صاحب غنیة الطالب گوید: کلمة للتنزیه نحو حاشاللّه ، ا