قَاعِدُونَفرهنگ واژگان قرآننشسته ها - خانه نشينان( در عبارت "لَّا يَسْتَوِي ﭐلْقَاعِدُونَ مِنَ ﭐلْمُؤْمِنِينَ ..."منظور کساني هستند که به جنگ نرفته اند)
قَاعِدِينَفرهنگ واژگان قرآننشسته ها - خانه نشينان(در آيات مورد نظرمنظور کساني هستند که به جنگ نرفته اند)
قاعدینلغتنامه دهخداقاعدین . [ ع ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قاعد در حالت نصبی و جری : فضل اﷲ المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً. (قرآن 95/4). رجوع به قاعد شود.
قاعونلغتنامه دهخداقاعون . (اِخ ) نام کوهی است بلند در اندلس نزدیک دانیه که ازمسافت دو روز راه پیدا است . ابوحفص عروضی زکرمی در اشعاری که درباره ٔ زکرم سروده است گوید : ما راجب ٌ
جبل قاعونلغتنامه دهخداجبل قاعون . [ ج َ ب َ ل ِ ] (اِخ ) نام کوهی است به اسپانیا در نزدیکی دانیه . رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 56 و 110 شود.
قاعدینلغتنامه دهخداقاعدین . [ ع ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قاعد در حالت نصبی و جری : فضل اﷲ المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً. (قرآن 95/4). رجوع به قاعد شود.
قاعونلغتنامه دهخداقاعون . (اِخ ) نام کوهی است بلند در اندلس نزدیک دانیه که ازمسافت دو روز راه پیدا است . ابوحفص عروضی زکرمی در اشعاری که درباره ٔ زکرم سروده است گوید : ما راجب ٌ
جبل قاعونلغتنامه دهخداجبل قاعون . [ ج َ ب َ ل ِ ] (اِخ ) نام کوهی است به اسپانیا در نزدیکی دانیه . رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 56 و 110 شود.