قَائِمُونَفرهنگ واژگان قرآنايستاده -برپا -پا بر جا- ثابت قدم (عبارت"ﭐلَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ " به اين معني است که پاي شهادت خود مي ايستند و براي اداي گواهي هاي خود پايبن
قَائِمِينَفرهنگ واژگان قرآنقيام کنندگان (در عبارت " وَﭐلْقَائِمِينَ وَﭐلرُّکَّعِ ﭐلسُّجُودِ "منظورکساني هستند که خود را براي عبادت خدا و نماز به تعب وزحمت مياندازند،هر جا کلمه قيام ذکر شو
قاسموندلغتنامه دهخداقاسموند. [ س ِم ْ وَ ] (اِخ ) تیره ای ازطایفه ٔ راکی هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
قاسموندلغتنامه دهخداقاسموند. [ س ِم ْ وَ ] (اِخ ) تیره ای ازطایفه ٔ راکی هفت لنگ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 74).
قامونلغتنامه دهخداقامون . (اِخ ) (ساق یا جنوب ) موضعی است در جلعاد که یائیر در آنجا مدفون گشت . (داود 10: 5) (قاموس کتاب مقدس ص 683).
گارمونفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ روس . ] (اِ.) = گارمن . گارمان . قارمون . قارمان : آلت موسیقی پرده دار شبیه جعبه که به هنگام نواختن آن را در دست گیرند و پرده های آن را با انگشت فشار دهن