قوچانلغتنامه دهخداقوچان . (اِخ ) بخش حومه ٔ شهرستان قوچان از 11 دهستان بنام دغائی ، خرق ، کهنه ، فرود، شهرکهنه ،جعفرآباد، فاروج ، مایون ، جعفرآباد، چری ، فاروج دولت خانه ، مزرج ت
قوچانلغتنامه دهخداقوچان . (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان ، سکنه ٔ آن 137 تن . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، حبوب و شغل اهالی آنجا زراعت است .راه مال
قوچانلغتنامه دهخداقوچان . (اِخ ) مرکز شهرستان قوچان محل سابق آن در شهرکهنه ٔ سابق 12هزارگزی شمال خاوری شهر فعلی واقع بوده است و بواسطه ٔ زلزله شدیدی که در سالهای 1311 و 1312 هَ .
قوچانلغتنامه دهخداقوچان . (اِخ ) نام یکی از شهرستان های یازده گانه ٔ استان نهم . این شهر محدود است از طرف شمال به مرز ایران و شوروی ، از طرف خاور به شهرستان دره گز و از باختر به
قوچانلغتنامه دهخداقوچان . [ ق ُ ] (اِخ )دهی است از دهستان لار بخش حومه ٔ شهرستان شهرکرد، سکنه ٔ آن 187 تن . آب آن از رودخانه و قنات . محصول آن برنج ، غلات ، بادام ، کشمش و شغل اه
اگینجهواژهنامه آزاد(قوچانی) عبارت است از خمیر تهیۀ نان که لای آن، سبزی به نام گیزری یا جعفری قرار داده و می پزند.