قوناق قیرانلغتنامه دهخداقوناق قیران . [ ق ُ ناُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل ،سکنه ٔ آن 315 تن . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ قوناق قیران . محصول آن غلات و
قوناق قیرانلغتنامه دهخداقوناق قیران . [ ق ُ ناُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل ،سکنه ٔ آن 315 تن . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ قوناق قیران . محصول آن غلات و
اردولغتنامه دهخدااردو. [ اُ ] (ترکی ، اِ) مجموع سپاهیان با تمام لوازم آن که بجانبی گسیل دارند. مجموعه ٔ قشون و لوازم او در سفر. (شعوری ). لشکر پادشاهی . (غیاث اللغات ) : و شما آ
ایمیللغتنامه دهخداایمیل . [ ] (اِخ ) رودیست در غربی مغولستان در ایالت سمیریه چنسک در سیبری روسیه و در بحیرةالاکول میریزد و اکنون نیز آنرا امیل و یمیل خوانند. (حاشیه ٔ جهانگشای جو