قورانلغتنامه دهخداقوران .[ ق َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). وادیی است ومیان آن و سوراقیه چند فرسنگ فاصله است . این وادی دارای چاههای آب گوارا و باغهای نخل و درختان دیگر ا
ساری قورخانلغتنامه دهخداساری قورخان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش تکاب شهرستان مراغه ، واقع در 18 هزارگزی باختر تکاب ، و 13 هزارگزی جنوب راه عمومی تکاب به شاهین دژ، دره ای ، هو
قورانلغتنامه دهخداقوران .[ ق َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). وادیی است ومیان آن و سوراقیه چند فرسنگ فاصله است . این وادی دارای چاههای آب گوارا و باغهای نخل و درختان دیگر ا
قوران الرصافلغتنامه دهخداقوران الرصاف . [ ق َ ؟ ] (اِخ ) جایی است در بلاد بنی سلیم از سرزمین حجاز. (از معجم البلدان ).
قورسانلغتنامه دهخداقورسان . (معرب ، اِ) عود بلسان . (آنندراج ). و بجای سین ثاء مثلثه هم بنظر آمده . رجوع به قورسا شود.