قوبانلغتنامه دهخداقوبان . (اِخ ) نام رود بزرگی است در قفقاز شوروی و از مائله ٔشمالی سلسله ٔ جبالی قفقاز از یک محل مرتفع بالغ بر 4246 متر مربوط به کوه البرز نبعان مینماید و در بین
قضبانلغتنامه دهخداقضبان . [ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قضیب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).شمشیر لطیف . (اقرب الموارد). تیغ بران : ومارصع من الوشح و المناطق و القلانس و القفازات و القضبان
قُرْبَانٍفرهنگ واژگان قرآنقرباني - وسيله ي تقرّب ونزديک شدن-هر نعمتي و هر آن چيزي است که با پيشکش کردن و هديه کردن آن ، به مقام بالائي ، تقرب به آن مقام پيدا کنيم (اصل اين کلمه مصدر است
چرکسستانلغتنامه دهخداچرکسستان . [ چ َ ک َ س ِس ْ ] (اِخ ) ناحیه ٔ بزرگی از بلاد قفقاز است و در قسمت غربی سلسله ٔ جبال قفقاز و دامنه های شمالی آن قرار دارد و مجرای رودخانه های قوبان
طریق خراسانلغتنامه دهخداطریق خراسان . [ طَ ق ِ خ ُ ] (اِخ ) ولایتی معتبر است (از عراق عرب ) و شهرش قصبه ٔ بعقوبا و آن را دختری از تخم کسری قوبانام ساخت و بیعت (بیعة) قوبا خواند، به مرو
زاپوروغلغتنامه دهخدازاپوروغ . (اِخ ) نام قزاقهایی است که در سوابق ایام در دنیپرسکونت داشته اند. اینان درخدمت لهستان و سوئد و روسیه بوده اند و زمانی هم در تحت حمایت دولت عثمانی علیه
سابیرلغتنامه دهخداسابیر. (اِخ ) قومی از هونها بودند که در اوایل قرن هفتم ، در دوره ٔ قباد اول (501 - 531 م ). بیستمین پادشاه ساسانی به ارمنستان و آسیا تاختند. در جنگ دوم قباد بار
چرکسلغتنامه دهخداچرکس . [ چ َ ک َ ] (اِخ ) در ترک ، قومی است . (آنندراج ) (غیاث ). مردم چرکسی . (ناظم الاطباء). مردمی از اهل چرکس . مردمی از سرزمینی بهمین نام که ممالیک مصر نیز