قهوهلغتنامه دهخداقهوه . [ ق َهَْ وَ ] (ع اِ) قهوة. خمر. (اقرب الموارد) (فرهنگ نظام ). شراب . (آنندراج ). می . (منتهی الارب ). نوعی از خمر غلیظ که بزودی شارب خود را سیر میگرداند،
قهوهفرهنگ انتشارات معین(قَ وِ) [ ع . ] (اِ.) نوشیدنی که از جوشاندن ساییدة دانه های بو داده درخت قهوه به دست می آید.
اسپرسوساز کپسولیcapsule espresso machine,capsule coffee machineواژههای مصوب فرهنگستاناسپرسوسازی که در آن بهجای سابة قهوه از کپسول آمادة حاوی سابة قهوه استفاده میشود
کوبش 2tamping 3واژههای مصوب فرهنگستانفرایند فشردن سابۀ قهوه در سبد قهوۀ دستگاه اسپرسو (espresso machine)
اسپرسوساز خودکارautomatic espresso machineواژههای مصوب فرهنگستاناسپرسوسازی که در آن فرایندهای آسیا کردن و پیمانهکردن و کوبش قهوه و برنامهریزی مدت عصارهگیری را کاربر انجام میدهد و فشار و دما را دستگاه ایجاد میکند
صفحة پخشdiffusion screen,screen showerواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از اسپرسوساز که آب را یکنواخت بر روی بستر قهوه پخش میکند