قهوهایفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی خرمایی، برنزه، بلوطی، شاهبلوطی، فندقی، قهوهای روشن، بژ، گندمگون، سبزه، آجری، باروتی، اُخرایی، تلخ رنگ قهوهای و چیز قهوهایرنگ: گل اخری، بادام
پوسیدگی قهوهایbrown rotواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری قارچی در درختانی با میوۀ هستهدار و دانهدار که نشانۀ بارز آن قهوهای و چروکیده و سفت شدن میوه و خشکیدگی گلها و زخم در شاخه است
پوسیدگی قهوهای ریشهbrown root rotواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری قارچی که در آن ریشه میپوسد و قهوهای میشود
پوسیدگی قهوهای ساقهbrown stem rotواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری قارچی که نشانۀ بارز آن قهوهای شدن آوندها و مغز ساقه است و ممکن است به ریزش برگ و پژمردگی گیاه منجر شود
کوتولۀ قهوهایbrown dwarfواژههای مصوب فرهنگستانستارهای که بهخاطر جِرم کم نمیتواند واکنشهای هستهسوزی را در هستۀ خود انجام دهد و مانند ستاره بدرخشد
درونسیاهیblack heart 2واژههای مصوب فرهنگستانقهوهای یا مشکی شدن قسمتهایی از درخت یا دار که لزوماً در نتیجۀ پوسیدگی نیست
قهوة بدون کافئینdecaffeinated coffeeواژههای مصوب فرهنگستانقهوهای که کافئین آن را با حلّال گرفته باشند
قهوة پالیده،قهوة صافشدهfiltered coffee, filter coffeeواژههای مصوب فرهنگستانقهوهای که به روش پالادَمآوری/صافیدَمآوری تهیه شده است
قهوة تازهبرشتfresh-roasted coffeeواژههای مصوب فرهنگستانقهوهای که از برشتن آن زمان زیادی نگذشته است
قهوة تیرهبرشتdark-roasted coffeeواژههای مصوب فرهنگستانقهوهای که برشتن آن پس از ترق دوم متوقف میشود