۱. [مقابلِ آشتی] خدشهدار شدن پیوند دوستی دو نفر که موجب ترک گفتگو میشود.
۲. (صفت) [عامیانه] دارای رابطۀ خدشهدارشده.
۳. غضب؛ خشم؛ کین: قهروغضب.
۴. ظلم؛ ستم؛ جور.
۵. [قدیمی] چیرگی.
۶. [قدیمی] عقوبت؛آزار؛ تنبیه.
۷. (تصوف) تسلط خداوند بر بنده.
〈 قهر کردن: (مصدر لازم)
۱. با کسی ترک معاشرت کردن و سخن نگفتن با او.
۲. [قدیمی] خشمگین شدن.
۳. (مصدر متعدی) [قدیمی] مقهور کردن.
پرخاش، خشم
برافروختگی، تیزی، جبر، خشم، سرگران، عتاب، عنف، غضب، غلبه، غیظ، نقار ≠ رفق، مدارا، مهربانی، نرمی
huff, ire, quarrel, rage, tiff