قنطوریونلغتنامه دهخداقنطوریون . [ ق َ ] (معرب ، اِ) دوایی است و آن دو قسم میباشد: کبیر و صغیر. کبیر آن را قنطوریون غلیظ خوانند. برگ آن ببرگ گردکان و بارش به خسکدانه ماند و صغیر آن ر
قنطوریونفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی با ساقههای بلند، شاخههای بسیار، برگهای باریک، گلهای سرمهایرنگ و ریشۀ دراز، ستبر، و سرخرنگ که بیشتر در جاهای آفتابی، کوهها، تلها، و کشتزارهای گندم
قسطوریونلغتنامه دهخداقسطوریون . [ ق َ ] (معرب ، اِ) قسطوره است که آش بچه ها باشد. (برهان ). جندبادستر که به فارسی خزمیان نامند. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قسطور و قسطوریوس شود.
قنطاریونلغتنامه دهخداقنطاریون . [ ق َ ری یو ] (معرب ، اِ) حشیشی است تلخ مزه مقوی معده و این کلمه دخیل است . (اقرب الموارد). رجوع به قنطوریون شود.
قنطعرلغتنامه دهخداقنطعر. [ ق ِطَ ] (ع اِ) قنطوریون . (ناظم الاطباء). دارویی است وآن چوبی است متخلخل الجسم شبیه به ترمس چون از پوست برکنده گردد، مقوی معده مفتح سده . (منتهی الارب