قنبیللغتنامه دهخداقنبیل . [ قِم ْ ] (ع اِ) تخم نباتی است ریگی زرد که سرخی بر او غالب باشد و گویند تخم سرخس است قابض است و قاتل اقسام کرم معده و امعاء و برآورنده ٔ آن و جهت کر و خ
قنبیلةلغتنامه دهخداقنبیلة. [ قَم ْ ل َ ] (اِ) دارویی است و آن را تخم های کوچک میباشد در غلاف و چون دست بدو رسد دست را رنگین کند. (برهان ) (آنندراج ).
قنبیلةلغتنامه دهخداقنبیلة. [ قَم ْ ل َ ] (اِ) دارویی است و آن را تخم های کوچک میباشد در غلاف و چون دست بدو رسد دست را رنگین کند. (برهان ) (آنندراج ).
قنبلیلهلغتنامه دهخداقنبلیله . [ قَم ْ ب َ ل َ / ل ِ ] (اِ) محرف کنبیل و قنبیل و قنبیله است . رجوع به قنبیل شود.
قنبیرلغتنامه دهخداقنبیر. [ قِم ْ ] (ع اِ) قُنَیْبِر. گیاهی است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مردم عراق آن را بقر خوانند. (اقرب الموارد). قنبیل است که به فارسی کنبیل نامند.
قنبیرهلغتنامه دهخداقنبیره . [ قَم ْ رَ ] (اِ) دارویی است کرم کش . (یادداشت مؤلف ). رجوع به قنبیر و قنبیل شود.