قنبرلغتنامه دهخداقنبر. [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در 43هزارگزی جنوب درمیان و 4 هزارگزی خاور شوسه ٔ بیرجند به درج . موقع جغ
قنبرلغتنامه دهخداقنبر.[ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) نام ابوالشعثاء مولی بن معمر است و نام قنبر را علی علیه السلام به وی داد : امیر عاصم و عمار یاسر و مقدادصهیب و زهره و زید و قتاده و قنب
قنبرآبادلغتنامه دهخداقنبرآباد. [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) (امام ضامن ) دهی جزء دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم ، واقع در 25هزارگزی شمال خاوری قم . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل
قنبرآبادلغتنامه دهخداقنبرآباد. [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 36هزارگزی باختر نورآباد و 30هزارگزی باختر شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشا
قنبریلغتنامه دهخداقنبری . [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) عباس بن حسن بن خشیش مکنی به ابوالفضل . از فرزندان قنبر مولی علی بن ابیطالب و از راویان است . وی از حاجب بن سلیمان منجی روایت کند و
قنبریلغتنامه دهخداقنبری . [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲبن محمدبن روح بن عمران مصری مولی بنی قنبر. حدیث او منکر است . وی درذی حجه ٔ سال 245 هَ . ق . درگذشت . (از لباب الانساب ).
قنبریلغتنامه دهخداقنبری . [ قَم ْ ب َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قنبر و آن نام مردی است . (از لباب الانساب ) (منتهی الارب ). || نسبت است به قنبر مولی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب .
قنبرآبادلغتنامه دهخداقنبرآباد. [ قَم ْ ب َ ] (اِخ ) (امام ضامن ) دهی جزء دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم ، واقع در 25هزارگزی شمال خاوری قم . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل