قنارهلغتنامه دهخداقناره . [ ق َ رَ / رِ ] (اِ) چنگک . گوشت آویز. (زمخشری ) . چوبی یا آهنی دراز که قصابان در دیوار مضبوط کنند مثل چوب سردر و میخ های بسیار در آن زنند و مذبوح را بع
قنارهفرهنگ انتشارات معین(قَ ر ) [ ع . قنارة ] (اِ.) چوبی یا آهنی دراز دارای میخ های بلند که در دکان قصابی گوشت را به آن آویزان می کنند.
قنارهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهابزاری چوبی یا فلزی با میخهای بلند یا قلاب که در قصابی از آن گوشت آویزان میکنند.
گوشتاویزلغتنامه دهخداگوشتاویز. (نف مرکب ) آویزنده ٔ گوشت . || (اِ مرکب ) قناره . (زمخشری ). معلاق . (تفلیسی ). چنگک دکان قصابی . کنار. || جایی که گوشت در آن فروشند. (آنندراج از فرهن
کژهفرهنگ انتشارات معین(کَ ژَ یا ژِ) (اِ.) = کژک . کجک : 1 - قلاب عموماً (مخصوصاً قلاب قنارة قصابان که بر آن گوشت آویزند). 2 - گوشت پاره ای که در ابتدای حلق محاذی بیخ زبان آویخته ؛ له