قناتلغتنامه دهخداقنات . [ ق ُن ْ نا ] (ع اِ) ج ِ قُنَّة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قنة شود.
قناتلغتنامه دهخداقنات . [ ق َ ] (ع اِ)چوب نیزه . رجوع به قناة شود. || کاریز. (مهذب الاسماء). کهریز. کاهریز. ج ، قنوات : وای بومسلم که مر سفاح رااو برون آورد زان ویران قنات . ناص
قنات احمدلغتنامه دهخداقنات احمد. [ ق َ اَ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هنزا بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت ، واقع در 12هزارگزی باختر ساردوئیه . سر راه مالروبافت به ساردوئیه . موقع جغرا
قنات سیرلغتنامه دهخداقنات سیر. [ ق َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم ، واقع در 76هزارگزی جنوب خاوری راین و 2هزارگزی شوسه ٔ جیرفت به بم . سکنه ٔ آن 15 تن است
قنات النوجلغتنامه دهخداقنات النوج . [ ق َ تُن ْ نو ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شهربابک شهرستان یزد، واقع در 7هزارگزی باختر شهربابک . کنار راه فرعی شهربابک . موقع جغرافیایی آ