قمطریرلغتنامه دهخداقمطریر. [ ق َ طَ ] (ع ص ) روز سخت و تاریک . (اقرب الموارد). یوم قمطریر؛ روز سخت . (منتهی الارب ) : بزم احبابت همه جنات عدن خالدین روز اعدایت همه یوماً عبوساً قم
عبوسا قمطریرافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسختترشرو و اخمو؛ با روی ترش و گرفته. Δ مٲخوذ از آیۀ ۱۰ سورۀ انسان «اِنّا نَخافُ مِن رَبَّنا یَوماً عبوساً قمطریرا» (= همانا میترسیم از پروردگار خود از
قمطریلغتنامه دهخداقمطری . [ ق ِ م َ را ] (ع ص ) مرد کوتاه قامت . (منتهی الارب ). مرد کوتاه بالای سطبر. (اقرب الموارد).
عبوسا قمطریرافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسختترشرو و اخمو؛ با روی ترش و گرفته. Δ مٲخوذ از آیۀ ۱۰ سورۀ انسان «اِنّا نَخافُ مِن رَبَّنا یَوماً عبوساً قمطریرا» (= همانا میترسیم از پروردگار خود از
طاوسیلغتنامه دهخداطاوسی . [ وو ] (اِخ ) شمس الدین ایوب . شاعری معاصر علاءالدین محمدبن جلال الدین حسن بن محمدبن حسن بن محمدبن بزرگ امید هفتمین پادشاه اسمعیلیان ایران بود که از سال
چسپیدنلغتنامه دهخداچسپیدن . [ چ َ دَ ] (مص ) اتصال یافتن جسمی باشد بجسمی دیگر که انفصال آن مشکل بود. (برهان ) (آنندراج ). اتصال یافتن و متصل شدن . (ناظم الاطباء). وصل شدن چیزی به
ضایعلغتنامه دهخداضایع. [ ی ِ ] (ع ص ) تلف . تباه . (دهار) : ایزد امروز همه کار برای تو کندهمه عالم بمراد و بهوای تو کنداز لَطَف هرچه کند با تو سزای تو کندزآنکه ضایع نکند هرچه بج
قمطریلغتنامه دهخداقمطری . [ ق ِ م َ را ] (ع ص ) مرد کوتاه قامت . (منتهی الارب ). مرد کوتاه بالای سطبر. (اقرب الموارد).