قلقاسلغتنامه دهخداقلقاس . [ ق ُ ] (معرب ، اِ)بیخ گیاهی است که آن را پزند و خورند، محرک باه و بغایت مسمن بدن و جهت سرفه و خشونت سینه و سحج امعاء و لاغری گرده و اسهال نافع و مداومت
قلاسیلغتنامه دهخداقلاسی . [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قلنسوة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به قلنسوة شود.
بقوقةلغتنامه دهخدابقوقة. [ ب َ ق َ ] (ع اِ) نوعی قلقاس . لوف . صلیان . سبط . (دزی ج 1 ص 102). صاحب اقرب الموارد در ذیل لوف آرد: نباتی است دارای برگهای سبز که بر روی زمین گسترده ش
فسوریونلغتنامه دهخدافسوریون . [ ] (معرب ، اِ) به یونانی باقلی قبطی است که قلقاس نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
فوماهیراطیسلغتنامه دهخدافوماهیراطیس . (معرب ، اِ) باقلی قبطی است که قلقاس نامند. (فهرست مخزن الادویه ).
گل شیپوریلغتنامه دهخداگل شیپوری . [ گ ُ ل ِ ش َ / ش ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از تیره ٔ قلقاس میباشد که گلهای آن در اطراف سنبله ای است و یک برگ لوله شده ٔ سفید یازردرنگ که همان شیپ