قلعه کوهیلغتنامه دهخداقلعه کوهی . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه ، واقع در 56هزارگزی شمال خاوری کدکن و 3هزارگزی خاور شوسه ٔ مشهد به زاهدان .
قلعهدیکشنری فارسی به انگلیسیbastion, castle, château, citadel, fastness, fort, fortress, keep, redoubt, stronghold, tower
قلعهلغتنامه دهخداقلعه . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بنات شهرستان مراغه ، واقع در 10 هزارگزی جنوب بناب در مسیر راه ارابه رو بیناب به میاندوآب . موقع جغرافیایی
قلعةلغتنامه دهخداقلعة. [ ق َ ل َ ع َ ] (اِخ ) (مرج ...) جائی است به بادیه و شمشیرهای قلعی بدان منسوب است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). موضعی است در بادیه و شمشیرهای قلعی بدان
کشمیرلغتنامه دهخداکشمیر. [ ک َ ] (اِخ ) ایالتی است واقع در شبه جزیره ٔ هند در دامنه ٔ کوههای هیمالیا و نهرسند آن را مشروب میسازد.کشمیر از نظر جغرافیائی به دو اقلیم تقسیم شده و سل
قلعه ٔ اسفیددزلغتنامه دهخداقلعه ٔ اسفیددز. [ ق َ ع َ ی ِ اِ دْ دِ ](اِخ ) از قلاع معروف فارس است . در فارس نامه آمده که آن قلعه در قدیم آبادان بوده و از قدمت ، بانی آن معلوم نشد و سالهای
سهارهلغتنامه دهخداسهاره . [ ] (اِخ ) قلعه ٔ سهاره کوهی است عظیم بچهار فرسنگی فیروزآباد و عمارت این قلعه مسعودیان کردند و جایی سخت نیکوست و هوای آن سردسیر و آبهای خوش ، و در میان
اسپیددزلغتنامه دهخدااسپیددز. [ اِ پیدْ، دِ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) قلعه ای بفارس . ابن البلخی در فارسنامه آرد: قلعه ٔ اسپیددز بقدیم بوده بود، امّا از سالهای دراز باز خراب شده بود چنانک
اسفیددزلغتنامه دهخدااسفیددز. [ اِ فیدْ، دِ ] (اِخ ) حمداﷲ مستوفی آرد: قلعه ٔ اسفیددز، در فارسنامه آمده که آن قلعه در قدیم آبادان بوده است و ازقدمت ، بانی آن معلوم نشد و سالهای دراز