قلعه شورلغتنامه دهخداقلعه شور. [ ق َ ع َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کرارج بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان ، واقع در 17هزارگزی جنوب اصفهان و 3هزارگزی خاور شوسه ٔ اصفهان به شیراز. سکنه
قلعه شورلغتنامه دهخداقلعه شور. [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان ، واقع در 40هزارگزی جنوب شیروان و 7هزارگزی خاور مالرو عمومی امیران به دولت آباد.
قلعهدیکشنری فارسی به انگلیسیbastion, castle, château, citadel, fastness, fort, fortress, keep, redoubt, stronghold, tower
قلعهلغتنامه دهخداقلعه . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بنات شهرستان مراغه ، واقع در 10 هزارگزی جنوب بناب در مسیر راه ارابه رو بیناب به میاندوآب . موقع جغرافیایی
قلعةلغتنامه دهخداقلعة. [ ق َ ل َ ع َ ] (اِخ ) (مرج ...) جائی است به بادیه و شمشیرهای قلعی بدان منسوب است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). موضعی است در بادیه و شمشیرهای قلعی بدان
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد پسر محمد ثالث معروف بسلطان احمد خان اول . چهاردهمین از سلاطین عثمانی و نسب او مستقیماً بسیزده واسطه بسلطان عثمان غازی منتهی شود
دیزبادلغتنامه دهخدادیزباد. (اِخ ) نام محلی کنار راه نیشابور و مشهد میان قلعه وزیر و شورابی در 852200 گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).
چشمه شورلغتنامه دهخداچشمه شور. [ چ َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه عسکر بخش مشیز شهرستان سیرجان که در 45 هزارگزی جنوب خاوری مشیز و 2 هزارگزی باختر راه فرعی بافت به مشیز واقع ا
چشمه شورلغتنامه دهخداچشمه شور. [ چ َ م َ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قلعه عسکر، بخش مشیزشهرستان سیرجان که در 48 هزارگزی جنوب خاوری مشیز و2 هزارگزی باختر راه فرعی بافت به کرمان وا
قلعه تکلغتنامه دهخداقلعه تک . [ ق َ ع َ ت َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد. این ده در 55 هزارگزی شمال باختر اردل واقع است . سکنه ٔ آن 28 تن است . (از