قلعه سمیرانلغتنامه دهخداقلعه سمیران . [ ق َ ع َ ؟ ] (اِخ ) در اندلس واقع است . رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص 242 و قلعه ٔ سحیران شود.
قلعه سحیرانلغتنامه دهخداقلعه سحیران . [ ق َ ع َ ؟] (اِخ ) قلعه ای است در نزدیکی جویم ابی احمد. (جغرافیای غرب ایران ص 130). نزهة القلوب آن را سمیران ضبط کرده و آرد: قلعه ٔ سمیران جایی ا
قلعهگویش اصفهانی تکیه ای: qalɂa طاری: qalɂa طامه ای: qa:le طرقی: qalɂa / qaɂla کشه ای: qa:la نطنزی: qalɂa / qala
قلعه سحیرانلغتنامه دهخداقلعه سحیران . [ ق َ ع َ ؟] (اِخ ) قلعه ای است در نزدیکی جویم ابی احمد. (جغرافیای غرب ایران ص 130). نزهة القلوب آن را سمیران ضبط کرده و آرد: قلعه ٔ سمیران جایی ا
مصنعهلغتنامه دهخدامصنعه . [ م َ ن َ ع َ ] (ع اِ) مصنعة. آب انبار. آبگیر. آبگاه . گودی که آب باران را در آن نگاه دارند. (از یادداشت مؤلف ) : قلعه ٔ سمیران ... آب مصنعه دارد... قل
سمیرانلغتنامه دهخداسمیران .[ س ِ ] (اِخ ) قلعه ٔ استواری است بنزدیکی جویم ابی احمد و گرمسیر است و آب مصنعه دارد. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 159). قلعه ٔ محکمی است در ساحل یک نهر جاری
اسبیذروذلغتنامه دهخدااسبیذروذ. [ اِ ] (اِخ ) (بمعنی نهر ابیض ) نام نهریست مشهور از نواحی آذربایجان ، مخرج آن پارسیس و به بحر جرجان (بحر خزر) ریزد. اصطخری گوید اسبیذرود بین اردبیل و
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) احمد کسروی درباره ٔ کلمه ٔ شمیران آرد: شمیران که خود نام چند دز و آبادی است و همچنین سمیرم که دزی استوار میانه ٔ سپاهان و فارس بود