قلعة جعبرلغتنامه دهخداقلعة جعبر. [ ق َ ع َ ت ُ ج َ ب َ ] (اِخ ) بر کنار فرات و در برابر صفین است که در آن جنگ میان معاویه و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب اتفاق افتاد. این قلعه نخست به
قلعهدیکشنری فارسی به انگلیسیbastion, castle, château, citadel, fastness, fort, fortress, keep, redoubt, stronghold, tower
قلعهلغتنامه دهخداقلعه . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بنات شهرستان مراغه ، واقع در 10 هزارگزی جنوب بناب در مسیر راه ارابه رو بیناب به میاندوآب . موقع جغرافیایی
قلعةلغتنامه دهخداقلعة. [ ق َ ل َ ع َ ] (اِخ ) (مرج ...) جائی است به بادیه و شمشیرهای قلعی بدان منسوب است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). موضعی است در بادیه و شمشیرهای قلعی بدان
جعبرلغتنامه دهخداجعبر. [ ج َ ب َ ] (اِخ ) نام قلعه یی که حاکم رقه در زمان القادر باﷲ خلیفه ٔ عباسی ساخت . در رساله ٔ ملکشاهی آمده که بعهد قادر خلیفه جعبر نامی که حاکم آن دیار (ر
جعبرلغتنامه دهخداجعبر. [ ج َ ب َ ] (اِخ ) نام مردی از بنی نمیر که قلعه ٔ جعبر بسبب استیلاء وی بر آن ، منسوب بدوست . (منتهی الارب ). نام حاکم رقه در زمان القادر باﷲ. رجوع به ماده
ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) نورالدین ملقب به الملک الحافظ ابن الملک العادل ابوبکربن ایوب صاحب قلعه ٔ جعبر. زین الدین الحافظی طبیب دربار او بود. (عیون الانباء
حافظی زین الدینلغتنامه دهخداحافظی زین الدین . [ ف ِ زَ نُدْ دی ] (اِخ ) صدر امام عالم امیر زین الدین سلیمان بن مؤیدبن علی بن خطیب عقرباء. وی طب را نزد مهذب الدین عبدالرحیم بن علی بکمال آم
حافظ ایوبیلغتنامه دهخداحافظ ایوبی . [ ف ِ اَی ْ یو ] (اِخ ) (ملک ...) ارسلان شاه بن ملک عادل سیف الدین ابوبکربن نجم الدین ایوب بن شادی بن ایوب . از خانواده ٔ سلاطین ایوبی مصر و شام .