قفلشکنی 1break lockواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن حسگر یا ماسورۀ هدفجو (homing fuze) هدفی را که بر روی آن قفلگذاری شده بوده است، گم میکند
باجگیر رایانهایcyberextortionistواژههای مصوب فرهنگستانرخنهگر با قفلشکن که وبگاه یا رایانۀ مرکزی یک سازمان را بهطور مرتب مورد حمله قرار میدهد و برای توقف حملات خود درخواست پول میکند
باجگیری رایانهایcyberextortionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فعالیت مجرمانۀ رایانهای که در آن رخنهگر یا قفلشکن وبگاه یا رایانۀ مرکزی یک سازمان را بهطور مرتب مورد حمله قرار میدهد و برای توقف حملات خود درخواست پول