قعیثلغتنامه دهخداقعیث . [ ق َ ] (ع اِ) اندک از هر چیزی . || نرم و آسان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (ص ) توجبه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ). سیل عظیم . (اقرب الموارد). || بارا
rudeدیکشنری انگلیسی به فارسیبی ادب، خشن، گستاخ، زشت، تجاوز به عصمت، خشن در رفتار، زمخت، خام، غلیظ، نا هموار، ابدار، جسور، غیر متمدن
ruderدیکشنری انگلیسی به فارسیروانتر، بی ادب، خشن، گستاخ، زشت، تجاوز به عصمت، خشن در رفتار، زمخت، خام، غلیظ، نا هموار، ابدار، جسور، غیر متمدن
توجبهلغتنامه دهخداتوجبه . [ ج َ ب َ / ب ِ / ج ِ ب َ /ب ِ ] (اِ) سیلاب را گویند. (برهان ) (آنندراج ). سیل . (صحاح الفرس ). این کلمه را صاحب منتهی الارب با تاء مثناة فوقانی بیش از