قضا و قدرلغتنامه دهخداقضا و قدر. [ ق َ وُ ق َ دَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اندازه ٔ چیزی که مقدر باشد : چه گر موافق طبع است و ناموافق جسم موافق است به یک جای از قضا و قدر. #چه قدر دا
قضا و قدرلغتنامه دهخداقضا و قدر. [ ق َ وُ ق َ دَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اندازه ٔ چیزی که مقدر باشد : چه گر موافق طبع است و ناموافق جسم موافق است به یک جای از قضا و قدر. #چه قدر دا
باندرمهلغتنامه دهخداباندرمه .[ ] (اِخ ) نام قضا و ناحیه ای در ولایت خداوندگار (ترکیه ٔ فعلی ) که از طرف مشرق به قضای میخالیچ از سنجاق بروسه محدود است و مراتع آن معروف است . (از قام
مَّرْقُومٌفرهنگ واژگان قرآننوشته شده ("کِتَابٌ مَّرْقُومٌ " يعني قضا و سرنوشتي حتمي .کلمه مرقوم از ماده رقم است ، به معناي خط درشت است و بعضي گفتهاند به معناي نقطهگذاري هر نوشته است كه اب
قدریهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفرقهای از مسلمانان که منکر قضا و قدر هستند و هر کسی را در کار خود فاعل مختار میدانند. آنها معتقدند انسان در اعمال و رفتار خود آزاد است و میتواند کاری را به ار