قضایالغتنامه دهخداقضایا. [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قضیه . (منتهی الارب ).- قضایا قیاساتها معها ؛ قضایائی است که عقل در آنها به واسطه ٔ امری که از ذهن غایب نمیگردد هنگام تصور طرفین حکم ک
قضایای کانت: کمیت 26 - کیفیت(ماهیت) 5 - نسبت (اضافهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام ای کانت: کمیت 26 - کیفیت(ماهیت) 5 - نسبت (اضافه، رابطه) 9 - جهت (ماده، وجه) کمیت: وحدت 88 - کثرت 101 - کلیت 52 (عمومیت 079) کیفیت: ایج
حصر قضایالغتنامه دهخداحصر قضایا. [ ح َ رِ ق َ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) مقابل اهمال آن . موضوع قضیه ٔ حملی یا جزوی شخصی بود، یعنی قابل وقوع شرکت نبود یا بود. و بر تقدی
حصر قضایالغتنامه دهخداحصر قضایا. [ ح َ رِ ق َ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) مقابل اهمال آن . موضوع قضیه ٔ حملی یا جزوی شخصی بود، یعنی قابل وقوع شرکت نبود یا بود. و بر تقدی
قیاساتلغتنامه دهخداقیاسات . (ع اِ) ج ِ قیاس : هی من قضایا التی قیاساتها معها؛ و آن را در موردی گویند که احتیاج به استدلال و آوردن دلیل و برهان نباشد. رجوع به قیاس شود.