قصواءلغتنامه دهخداقصواء. [ ق َص ْ ] (اِخ ) نام ناقه ای است از رسول خدا صلی اﷲ علیه و سلم که گوش بریده نبود. (منتهی الارب ).
قصواءلغتنامه دهخداقصواء. [ ق َص ْ ] (ع ص ) مؤنث اقصی . گویند: ناقة قصواء و جمل اقصی ؛ شتر کرانه ٔ گوش بریده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قصواءلغتنامه دهخداقصواء. [ ق َص ْ ] (اِخ ) نام ناقه ای است از رسول خدا صلی اﷲ علیه و سلم که گوش بریده نبود. (منتهی الارب ).
قصواءلغتنامه دهخداقصواء. [ ق َص ْ ] (ع ص ) مؤنث اقصی . گویند: ناقة قصواء و جمل اقصی ؛ شتر کرانه ٔ گوش بریده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
اقصیلغتنامه دهخدااقصی . [ اَ صا ] (ع ص ) شتر کرانه ٔ گوش بریده . (منتهی الارب ). و مؤنث آن قصواء است . || دور. ج ، اقاصی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (ن تف )دورتر. (مهذب
ارنافلغتنامه دهخداارناف . [ اِ ](ع مص ) بشتافتن . شتافتن . (منتهی الارب ): ارنف الرجل . || سست کردن ستور گوش را از ماندگی . (منتهی الارب ). گوش فرواوکندن اشتر از ماندگی . (تاج ال
ناتلیلغتنامه دهخداناتلی . [ ت ِ ] (اِخ ) ابوعبدابراهیم بن حسین الناتلی از مشاهیر رجال قرن چهارم شاگرد ابوالفرج بن الطیب و استاد ابوعلی سینا بود که در منطق و ادبیات دست داشت ... ن