قِصَاصِفرهنگ واژگان قرآنمجازاتی که به تلافی جنایتی که مجرمی انجام داده در مورد او اجرا می کنند(کلمه قصاص مصدر از قاص يقاص است و اين کلمه از قص اثره ، جا پاي او را تعقيب کرد ميباشد
قِصَاصِفرهنگ واژگان قرآنمجازاتی که به تلافی جنایتی که مجرمی انجام داده در مورد او اجرا می کنند(کلمه قصاص مصدر از قاص يقاص است و اين کلمه از قص اثره ، جا پاي او را تعقيب کرد ميباشد
قصایالغتنامه دهخداقصایا. [ ق َ ] (ع ِ اِ) ج ِ قصیة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصیة شود.
قصاقصاتلغتنامه دهخداقصاقصات . [ ق ُ ق ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قُصاقِص ، و این جمع سالم است . (منتهی الارب ). رجوع به قُصاقِص شود.