25 فرهنگ

6875 مدخل


قسمت

qesmat

۱. نصیب؛ بهره.
۲. جزء؛ بخش.
۳. سرنوشت؛ تقدیر.
۴. (ریاضی) تقسیم.
⟨ قسمت کردن: (مصدر متعدی) بخش کردن؛ تقسیم کردن.

بخش، برخ، پاره، سرنوشت، بخت

۱. اقبال، بخت، قسم، نصیب
۲. بخش، بهر، بهره، پاره، تکه، جزء، حصه
۳. تقسیم، توزیع، سهم
۴. شعبه
۵. قسط
۶. قرعه
۷. روزی، سرنوشت، طالع

allotment, compartment, department, destiny, division, doom, fate, fortune, fragment, hap, heading, portion, kismet, leg, lot, part, predestination, proportion, section, segment, unit