سوگند.
〈 قسم خوردن: (مصدر لازم) قسم یاد کردن؛ سوگند خوردن.
〈 قسم دادن: (مصدر متعدی) کسی را سوگند دادن.
سوگند
۱. بهره، نصیب
۲. جنس، جور، دسته، رقم، صنف، طور، گونه، نوع
character, description, genre, genus, ilk, kidney, kind, lot, manners, nature, oath, order, sort, species, stamp, stripe, variety, vow