قسطنطنیهلغتنامه دهخداقسطنطنیه . [ ق ُ طَ طَ نی ی َ ](اِخ ) استانبول . رجوع به استانبول و قسطنطین شود.
قسطنطانیهلغتنامه دهخداقسطنطانیه . [ ق ُ طَ ی َ ] (اِخ ) قسطنطنیه . استانبول . رجوع به استانبول شود : خشمت اگر یک دم زدن جنبش کند برخویشتن گردد چو اطلال و دمن دیوار قسطنطانیه .منوچهری
قسطنطینیةلغتنامه دهخداقسطنطینیة. [ ق ُ طَ طی نی ی َ ] (اِخ ) (خلیج ...) خلیج دریای رومیان است ، و بیشترین پهنای دریای رومیان خلیج قسطنطنیه چهارمیل است . باریکترین جایی از خلیج مغربی
قسطانیةلغتنامه دهخداقسطانیة. [ ق ُ نی ی َ ] (ع اِ) قوس قزح . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُسطان و قسطانی (ع اِ) شود.