25 فرهنگ

3030 مدخل


قریب

qarib

۱. [مقابلِ بعید] نزدیک.
۲. (ادبی) در عروض، یکی از بحور شعر بر وزن «مفاعیلن مفاعیلن فاعلاتن».
۳. [قدیمی] خویش؛ خویشاوند.

نزدیک

۱. حدود
۲. پیش، مجاور، نزد، نزدیک
۳. خویش، خویشاوند، قوم، وابسته ≠ بعید

near, nigh