قره داشلغتنامه دهخداقره داش . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع در 62 هزارگزی شمال خاوری کدکن . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آ
قره داشلغتنامه دهخداقره داش . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در 33500 گزی جنوب خاوری قره آغاج و 5100 گزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه . مو
قره داشلغتنامه دهخداقره داش . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در 26 هزارگزی خاور آوج . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن 82
قره داشلغتنامه دهخداقره داش . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع در 30 هزارگزی شمال ضیأآباد و 12 هزارگزی راه شوسه . موقع جغرافیایی آن کوهستان
قره داشلغتنامه دهخداقره داش . [ ق َ رَ ](اِخ ) دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور در 6 هزارگزی جنوب خاوری قدمگاه . موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل است . سکنه 223 تن .
قلعه قره داشلغتنامه دهخداقلعه قره داش . [ ق َ ع َ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین ، واقع در 20هزارگزی شمال ضیأآباد و 6هزارگزی راه شوسه . این ده کو
قرهلغتنامه دهخداقره . [ ق َ رَه ْ ] (ع اِمص ) چرکینی اندام مانند قلح و زردی دندان . || (مص ) زرد و چرکین اندام گردیدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || داغ داغ شدن
قرهلغتنامه دهخداقره . [ ق ُرْ رَ / رِ ] (اِ) قره که رمّالان زنند : صیدی چنین که گفتم وِاقبال صیدگه راشعری زننده قره سعدالسعود فالش .خاقانی (از آنندراج از غوامض سخن ).
قرةلغتنامه دهخداقرة. [ ق َرْ / ق ُرْ رَ ] (ع مص ) خنک گردیدن . || سپری شدن گریه . || دیدن آنچه آرزوی دیدن آن را دارند. (منتهی الارب ). رجوع به قُرور شود.
قلعه قره داشلغتنامه دهخداقلعه قره داش . [ ق َ ع َ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین ، واقع در 20هزارگزی شمال ضیأآباد و 6هزارگزی راه شوسه . این ده کو
مذکینکلغتنامه دهخدامذکینک . [ ] (اِخ ) قریه ای است به خوارزم نزدیک قم کنت و زنکج و قره داش . (یادداشت مؤلف ).
پیراحمدلغتنامه دهخداپیراحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) قرامان . از شاهزادگان قرامان ، دشمنان قدیم و دیرین آل عثمان ومورد حمایت اوزون حسن آق قوینلو. (از سعدی تا جامی ص 454). صاحب قاموس الاع
تیکمه داشلغتنامه دهخداتیکمه داش . [ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان قره پشلو است که در بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع است و 459 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
داش بلاغلغتنامه دهخداداش بلاغ . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قره پشلو، بخش مرکزی شهرستان زنجان . واقع در 70هزارگزی شمال باختری زنجان و 24هزارگزی راه مالرو عمومی . کوهستانی ، سر