قرقارةلغتنامه دهخداقرقارة. [ ق َ قا رَ ] (ع اِ) ریه مانندی که شتر وقت مستی از دهن برآرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شقشقة. (اقرب الموارد). || آوندی از شیشه که گردنی دراز دارد. گوی
شقشقةلغتنامه دهخداشقشقة. [ ش ِ ش ِ ق َ ] (ع اِ) شقشقه . شُش مانندی که شتر در وقت بانگ و مستی از دهان بیرون آرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). ج
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَم َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن جابربن داود البلاذری ، مکنی به ابوالحسن و بعضی ابوبکر گفته اند. وی از مردم بغداداست و صولی نام او در ندماء متوکل علی اﷲ آورده