غرغانلغتنامه دهخداغرغان . [ غ َ ] (اِ) آواز مهیب . (آنندراج ). || در ناظم الاطباء به معنی دیگ آشپزی آمده است و در فرهنگهای دیگر به این معنی دیده نشد و در صورتی که صحیح باشد تلفظی
قَرَأْنَاهُفرهنگ واژگان قرآنآن را خوانديم (معناي اصلي آن جمع کردن است ، اما نه هر جمعي ، بلکه جمعي که دگرگونگي و تفرقه به دنبال داشته باشد و به همين دليل جمع کردن حروف ، و سپس بيرون ريختن
ساروقورقانلغتنامه دهخداساروقورقان . (اِخ ) (قلعه ٔ...) در قرن هشتم به قرب مراغه بوده است . و امروز دهی بنام ساری قورخان در آن حوالی باقی است . رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی ص 201 و
خانات ماوراءالنهرلغتنامه دهخداخانات ماوراءالنهر. [ ت ِ وَ ئَن ْ / ئُن ْ ن َ ] (اِخ )اسم تاریخ جلوس به هجری قمری 1- جغتای 6242- قراهولاگو 6393- یسومنگو 645قراهولاگو(برای دفعه ٔ ثانی ) 6504- ا