قرص پوششدار رودهایentric-coated tablet, gastroresistant tabletواژههای مصوب فرهنگستانقرصی که مادۀ دارویی آن با یک مادۀ مقاوم در برابر اسید معده پوشانده میشود تا با تأخیر و بعد از عبور از معده، در رودۀ کوچک باز شود متـ . قرص رودهرهشی
قرص پوششدارcoated tabletواژههای مصوب فرهنگستانقرصی که هستۀ دارویی آن با لایهای نازک پوشانده شده است
قرصدیکشنری فارسی به انگلیسیdisk, firm, foursquare, hard, steady, tight, pastille, rigid, secure, stable, staunch, strong, tenacious
قرصلغتنامه دهخداقرص . [ ق َ ] (اِخ ) شهری است در ارمنستان از نواحی تفلیس . (معجم البلدان ). رجوع به قارص شود.
دراژهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (پزشکی) نوعی قرص با روکشی از مواد قندی.۲. نوعی شکلات پوششدار شبیه قرص.