قرص پوششدار رودهایentric-coated tablet, gastroresistant tabletواژههای مصوب فرهنگستانقرصی که مادۀ دارویی آن با یک مادۀ مقاوم در برابر اسید معده پوشانده میشود تا با تأخیر و بعد از عبور از معده، در رودۀ کوچک باز شود متـ . قرص رودهرهشی
قرص پوششدارcoated tabletواژههای مصوب فرهنگستانقرصی که هستۀ دارویی آن با لایهای نازک پوشانده شده است
قرصدیکشنری عربی به فارسیصفحه , ديسک , صفحه ساختن , قرص , گرده , گرده کوچک , لوح , لوحه , تخته , ورقه , بر لوح نوشتن
دراژهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (پزشکی) نوعی قرص با روکشی از مواد قندی.۲. نوعی شکلات پوششدار شبیه قرص.
خورلغتنامه دهخداخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ) هور. خورشید. آفتاب . مهر. شارق . شمس . ذُکاء. بیضا. بوح . یوح . عجوز. تبیراء. غزاله . لولاهه . ابوقابوس . حورجاریه . اختران شاه . لیو
اسم مصدرلغتنامه دهخدااسم مصدر. [ اِ م ِ م َ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اسم مصدر در عربی : ابن مالک در الفیة گوید : بفعله المصدر الحق فی العمل مضافاً او مجرداً او مع اَل ان کان فع
رودهرهشیenteric-coatedواژههای مصوب فرهنگستانپوشش ویژۀ برخی از قرصها یا کپسولها که مانع از آزاد شدن و جذب محتویات آنها قبل از رسیدن به روده میشود