21 مدخل
جلف بازی
۱. خودآرا، ژیگولو ۲. بیبندوبار، بیمسلک
coxcomb, mincing
(قِ) (ص .) (عا.) جلف ، سبک .
ویژگی کسی که بیشازحد به ظاهر خود میرسد.
سر به هوا لا ابلی آدمی که به حرف کسی گوش ندهد
(غِ) (ص .) (عا.) نک قرتی .
قرتی،نازک نارنجی
جوان قرتی
فکلی، قرتی ≠ ژیگولت
۱. قرتی ۲. خودآرا ۳. زنصفت