قراییفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزهد ورزیدن: ◻︎ فتادم در میان دُردنوشان / نهادم زهد و قرایی به در باز (عطار۵: ۳۳۳)، ای برآورده سر کبر از گریبان نفاق / نه به رعناییت یار و نه به قرایی قرین (سنائ
هزیملغتنامه دهخداهزیم . [ هَُ زَ ] (اِخ ) نخلستانی و قرایی است در زمین یمامه ازآن ِ بنی امرءالقیس . (از معجم البلدان ).
خرجلغتنامه دهخداخرج . [ خ َ ] (اِخ ) موضعی است به یمامه . (منتهی الارب ). نام وادیی است از سرزمین یمامه و در آن قرایی است از بنی قیس بن ثعلبةبن عکابه ... در طریق مکه براه بصره
رستم الشعراء اصفهانیلغتنامه دهخدارستم الشعراء اصفهانی . [ رُت َ مُش ْ ش ُ ع َ ءِ اِ ف َ ] (اِخ ) میرزا کاظم که به بقای اصفهانی بیشتر شهرت داشت ، از شعرای قرن سیزدهم هجری بود. رجوع به فرهنگ سخنو
رسوالغتنامه دهخدارسوا. [ رُ س ْ ] (اِخ ) یا رسوای شیرازی ، ملا احمد. از گویندگان قرن یازدهم هجری بود و شرح حال او در تذکره ٔ نصرآبادی ص 201 و مرآة الفصاحة نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ
عرضلغتنامه دهخداعرض . [ ع ِ ] (اِخ ) نخلستان و رودباری است در یمامة. (منتهی الارب ). عرض الیمامة، وادی یمامه است که از مهب شمال به سوی مهب جنوب جاری شود. و قرایی که در اطراف آن