قرایالغتنامه دهخداقرایا. [ق َ ] (ع اِ) ج ِ قریه : و کان ذاسطوة... و ثروه ... و ممالیک ... و القرایا و الاملاک . (معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 2 ص 53). و اعاد علی ّ سهاماً فی ث
قراداغلغتنامه دهخداقراداغ . [ ق َ ] (ترکی ، اِ مرکب ) کوه سیاه و قراطاق به طاء مهمله نیز آمده . (آنندراج ).
قرایالغتنامه دهخداقرایا. [ق َ ] (ع اِ) ج ِ قریه : و کان ذاسطوة... و ثروه ... و ممالیک ... و القرایا و الاملاک . (معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 2 ص 53). و اعاد علی ّ سهاماً فی ث
سامریهلغتنامه دهخداسامریه . [ م ِ ری ی َ ] (اِخ ) نام فرقه ای از یهود سامری . (مفاتیح ). گروهی اند از یهود که در بیت المقدس و قرایای آن ساکن می باشند و ایشان بعد از موسی به نبوت ه
قرائیلغتنامه دهخداقرائی . [ ق َرْ را ] (حامص ) قرآن خوانی . قرائت قرآن . قرآن به قرائت خواندن : فتادم در میان دردنوشان نهادم زهد و قرائی ز سر باز. عطار.نمی ترسم که همچون خودنمایا