قراریلغتنامه دهخداقراری . [ ق َ ] (اِخ ) مؤلف آتشکده آرد: از شاعران گیلان است و جوانی است مستعد که در خدمت خان احمدخان به رتق و فتق کارهای مردم همت می گماشته بعد از انقلاب حرکت
قراریلغتنامه دهخداقراری . [ ق َ ] (ص نسبی ) (رنگ ...) رنگ ثابت که به شستن و آفتاب زایل نشود. ثبات و استحکام . (ناظم الاطباء): لاک شبنمی باشد که به شاخ درخت کنارو چند درخت دیگر مخ
قراریلغتنامه دهخداقراری . [ ق َ ری ی ] (اِخ ) جایگاهی است در شش میلی واقصه که در بین عقبه و واقصه واقع است و خرابه ها و قبه های کوچک در آن مشاهده میشود. (از معجم البلدان ).
قراریطلغتنامه دهخداقراریط. [ ق َ ] (اِخ ) گویند جایی است . (امتاع الاسماع ج 1 ص 9). و کان بعد ذلک یرعی (رسول اﷲ) غثماً لاهل مکه علی قراریط. (امتاع الاسماء).
قراریطلغتنامه دهخداقراریط. [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قیراط. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قیراط شود.
قراریطلغتنامه دهخداقراریط. [ ق َ ] (ع اِ) قاریط. دانه ٔ تمر هندی . (منتهی الارب ). هسته ٔ تمر هندی . (ناظم الاطباء). حب تمر هندی . (از اقرب الموارد).
قراریطیلغتنامه دهخداقراریطی . [ ق َ ] (اِخ ) محمدبن احمد اسکافی مکنی به ابواسحاق (281 - 357 هَ . ق .) منشی محمدبن یاقوت بود. رجوع به خاندان نوبختی عباس اقبال ص 201 و 202 شود.
فروش تضمینیguaranteed saleواژههای مصوب فرهنگستانقراری که عرضهکننده براساس آن تعهد میکند، در صورت به فروش نرفتن کالا، در یک دورة زمانی مشخص، آن را مرجوع کند
قیمت تضمینیguaranteed priceواژههای مصوب فرهنگستانقراری که براساس آن شرکت تعهد میکند تا، درصورت کاهش قیمتها در آینده، مابهالتفاوت قیمت را به خریدار بازگرداند
قراریطلغتنامه دهخداقراریط. [ ق َ ] (اِخ ) گویند جایی است . (امتاع الاسماع ج 1 ص 9). و کان بعد ذلک یرعی (رسول اﷲ) غثماً لاهل مکه علی قراریط. (امتاع الاسماء).
قراریطلغتنامه دهخداقراریط. [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قیراط. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قیراط شود.