قرائتلغتنامه دهخداقرائت . [ ق ِ ءَ ] (ع مص ) قرائة. رجوع به قرائة شود. خواندن . || خواندن قرآن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
قرائتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خواندن چیزی با صدای بلند: قرائت متن بیانیه به پایان رسید.۲. تٲویل؛ تفسیر از دین.۳. علم به درست خواندن قرآن کریم.
قرائت خانهلغتنامه دهخداقرائت خانه . [ ق ِ ءَ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جائی که برای قرائت و مطالعه آماده شده است . اطاقی است در کتابخانه های عمومی برای مطالعه کنندگان .
دید جلوforesight 2واژههای مصوب فرهنگستانقرائت چوبۀ ترازیابی بر روی نقطۀ بعدی، یعنی نقطهای که قرار است ارتفاع آن تعیین شود
دید عقبbacksight/ back sightواژههای مصوب فرهنگستانقرائت چوبۀ ترازیابی بر روی نقطهای که قبلاً قرائت شده است