قرانیالغتنامه دهخداقرانیا. [ ق َ ] (معرب ، اِ) درختی است کوهی . برش همچو زیتون قابض است و مجفف و مدمل جهت ریشهای بزرگ و پرگوشت کننده ٔ زخمهای ریزه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ).
قرانیسلغتنامه دهخداقرانیس . [ ق َ ] (ع اِ) اوائل توجبه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اوایل سیل با غثاء. (از اقرب الموارد). اوایل توجبه با آنچه آورد. (ناظم الاطباء) (منتهی ال
قرانیصلغتنامه دهخداقرانیص . [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قُرنوص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قرنوص شود.
قرانیطسلغتنامه دهخداقرانیطس . [ ق َ طُ ] (معرب ، اِ) سرسام تیز را گویند خاصه ، و سرسام تیز آماس غشاء دماغ باشد نه آماس گوهر دماغ . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ورم وآماس حجاب و ورم دماغ
صاحب قرانیلغتنامه دهخداصاحب قرانی . [ ح ِ ق ِ ] (حامص مرکب ) صفت صاحب قران : بعمدا علی بن عمران به آخررسد زین ریاست به صاحب قرانی . منوچهری .زمین را مهیا به مالک رقابی فلک را مسمی به
قرانیالغتنامه دهخداقرانیا. [ ق َ ] (معرب ، اِ) درختی است کوهی . برش همچو زیتون قابض است و مجفف و مدمل جهت ریشهای بزرگ و پرگوشت کننده ٔ زخمهای ریزه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ).
قرانیسلغتنامه دهخداقرانیس . [ ق َ ] (ع اِ) اوائل توجبه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اوایل سیل با غثاء. (از اقرب الموارد). اوایل توجبه با آنچه آورد. (ناظم الاطباء) (منتهی ال
قرانیصلغتنامه دهخداقرانیص . [ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قُرنوص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قرنوص شود.
قرانیطسلغتنامه دهخداقرانیطس . [ ق َ طُ ] (معرب ، اِ) سرسام تیز را گویند خاصه ، و سرسام تیز آماس غشاء دماغ باشد نه آماس گوهر دماغ . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ورم وآماس حجاب و ورم دماغ
صاحب قرانیلغتنامه دهخداصاحب قرانی . [ ح ِ ق ِ ] (حامص مرکب ) صفت صاحب قران : بعمدا علی بن عمران به آخررسد زین ریاست به صاحب قرانی . منوچهری .زمین را مهیا به مالک رقابی فلک را مسمی به